رفتن به بالا

سایت خبری تحلیلی شهرستان ساری

تعداد اخبار امروز : 115 خبر


  • دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
  • الإثنين ۲۲ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Monday 11 December

«فرانسیسکو فرانکو» ژنرال و دیکتاتور اسپانیا از سال 1939 تا پایان عمرش بر این کشور حکمرانی کرد. وی طی یک جنگ خونین و با کمک آلمان نازی و ایتالیای فاشیست و نیروهای ملی گرا، جمهوری دموکراتیک دوم را سرنگون کرده و در اسپانیا به قدرت رسید.

به گزارش عصرساری،خدیجه غبیشاوی: «فرانسیسکو فرانکو» ژنرال و دیکتاتور اسپانیا از سال 1939 تا پایان عمرش بر این کشور حکمرانی کرد. وی طی یک جنگ خونین و با کمک آلمان نازی و ایتالیای فاشیست و نیروهای ملی گرا، جمهوری دموکراتیک دوم را سرنگون کرده و در اسپانیا به قدرت رسید. فرانکو که لقب «ال کادیلو» را یدک می کشید مخالفان سیاسی خود را اعدام کرد، فرهنگ و زبان مناطق باسک و کاتالان را سرکوب کرد و رسانه ها را مشمول سانسورهای شدید کرده و کنترل کامل خود را بر کل کشور اعمال کرد. برخی از این محدودیت ها با پیر شدن فرانکو تسهیل شدند و با مرگ وی اسپانیا به سمت دموکراسی پیش رفت.

فرانسیسکو فرانکو؛ «ال کادیلو»ی اسپانیا
فرانسیسکو فرانکو در چهارم دسامبر سال 1892 در «ال فرول» یک شهر ساحلی کوچک در شمال غرب اسپانیا متولد شد. وی تا سن 12 سالگی در یک مدرسه خصوصی که از سوی یک کشیش کاتولیک اداره می شد به تحصیل مشغول بود. پس از آن با هدف ادامه راه پدر و پدربزرگش و حضور در ارتش وارد مدرسه نیروی ریایی شد. با این حال در سال 1907 دولت اسپانیا به طور موقت پذیرش دانشجو در آکادمی نیروی دریایی این کشور را تعلیق کرد.
در نتیجه فرانکو در آکادمی پیاده نظام در «تولدو» ثبت نام کرد و سه سال بعد نیز فارغ التحصیل شد. وی پس از یک وقفه به صورت داوطلبانه برای جنگ در مراکش به این کشور رفت، در آن زمان مراکش مستعمره اسپانیا بود. وی در سال 1912 به مراکش رفت و تا سال 1926 در این کشور باقی ماند. در طول این سال ها وی از ناحیه شکم هدف گلوله قرار گرفت و یک بار زخمی شد، چندین جایزه دریافت کرد و زمانی را نیز برای ازدواج با «کارمن پولو مارتینز» اختصاص داد و صاحب یک دختر شد. فرانکو در سن 33 سالگی به عنوان جوان ترین ژنرال در تمامی اروپا شناخته شد و پس از آن برای هدایت آکادمی نظامی تاسیس شده در زاراگوزای اسپانیا انتخاب شد.

فرانکو و جمهوری دوم
یک دیکتاتوری نظامی به پادشاهی آلفونسو اسپانیا را از سال های 1923 تا 1930 رهبری می کرد. اما برگزاری انتخابات شهرداری ها در آوریل 1931 موجب عزل پادشاه شد و اسپانیا را در مسیر جمهوری دوم هدایت کرد. با برگزاری این انتخابات و پیروزی کاندیداهای جمهوری خواه قوانینی تصویب شد که بر اساس آن قدرت و نفوذ ارتش، کلیسای کاتولیک، شاهزادگان و سایر نهادهای دارای نفوذ در این زمینه کاهش پیدا کرد. فرانکو در آن زمان که به عنوان یکی از مستبدان دست راستی محسوب می شد به دلیل انتقاد از اقدامات انجام شده بازداشت شد و به یکی از مناطق دورافتاده در اطراف «ال فرول» تبعید شد. علاوه بر این آکادمی نظامی تحت مدیریت او نیز تعطیل شد.
 فرانسیسکو فرانکو؛ «ال کادیلو»ی اسپانیا
با این وجود، در سال 1933 هنگامی که ائتلاف راست میانه رو در انتخابات سراسری این کشور به پیروزی رسید فرانکو بار دیگر به دولت در اسپانیا بازگشت. فرانکو همواره خود را از سیاست دور نگاه می داشت تا زمانی که به وی دستور داده شد تا شورش معدنچیان در آستوریاس را سرکوب کند.
پس از آن وی نیروهای نظامی این کشور را با هدف سرکوب شورشی های چپ از مراکش به آستوریاس (منطقه ای در شمال اسپانیا) ارسال کرد. اقدامی که در نتیجه آن چهار هزار نفر کشته و ده ها هزار نفر زندانی شدند و نخستین پایه های سرکوب و دیکتاتوری فرانکو نهادینه شد.  در همین حال، خشونت های خیابانی، قتل های سیاسی و اختلالات کلی در این کشور در میان چپ ها و راست ها تشدید شد و در سال 1935 فرانکو به عنوان رییس ارتش اسپانیا انتخاب شد. زمانی که ائتلاف چپ در انتخابات فوریه سال 1936 به پیروزی رسید فرانکو به همراه دیگر فرماندهان نظامی به فکر کودتا در اسپانیا افتادند.

قرانکو و جنگ داخلی در اسپانیا
فرانکو در حالی که در پست های موقت نظامی حضور داشت در خصوص حمایت از یک توطئه نظامی در اسپانیا مردد شده بود. در 18 ژولای سال 1936 فرماندهان نظامی در اسپانیا شورش های چندجانبه ای را راه اندازی کردند که منجر به آن شد که بیش از نیمی از خاک اسپانیا را به کنترل خود درآورند. نقش فرانکو در ابتدای این درگیری ها این بود که به مراکش برود و نیروهای اسپانیا در این کشور را به اسپانیا بازگرداند. وی همچنین با آلمان نازی و ایتالیای فاشیست ارتباط برقرار کرد و توانست سلاح و دیگر تجهیزات مورد نیاز برای ادامه درگیری ها در این کشور را تامین کند، در گیری هایی که به عنوان جنگ داخلی اسپانیا (39- 1936) شناخته می شد.
چند ماه پس از آن فرانکو به عنوان فرمانده نیروهای ملی دولت فرمانده نیروهای مسلح نظامی اسپانیا انتخاب شد. وی پایه های حمایت از خود را با کسب حمایت از کلیسای کاتولیک، ترکیب احزاب سیاسی فاشیست و احزاب سیاسی سلطنت طلب و منحل کردن دیگر احزاب سیاسی این کشور محکم تر کرد. در همین حال، در مسیر شمال اسپانیا نیروهای وی شامل گروه های نظامی فاشیست صدها هزار نفر از جمهوری خواهان را در شهر «باداجوز» را با گلوله مورد حمله قرار دادند. علاوه بر آن ده ها هزار نفر از زندانیان نظامی به وسیله ملی گراها در درگیری ها اعدام شدند…
فرانسیسکو فرانکو؛ «ال کادیلو»ی اسپانیا
شکاف در میان جمهوری خواهان در اسپانیا در حالی تشدید شده بود که حمایت نظامی از ملی گراها و بمباران های نیروهای آلمانی و ایتالیایی در اسپانیا منجر به آن شد که بتوانند کنترل مناطق باسک و آستوریاس را در سال 1937 در اختیار بگیرند. بارسلونا به عنوان قلب مقاومت جمهوری خواهان در ژانویه سال 1939 سقوط کرد و مادرید در مارس همان سال محاصره و تسلیم شد تا جنگ داخلی اسپانیا به پایان برسد.
وقتی در 1939 جنگ داخلی تمام شد، بیش از دویست هزار نفر در نتیجه آن کشته شده بودندو فرانکو تا سی و سه سال بعد یعنی 1975 دیکتاتور اسپانیا باقی ماند. در سال 1947 تحت فاشرهای داخلی و خارجی قانونی به نام «قانون جانشینی» نوشت که حکومت اسپانیا را پادشاهی اعلام می کرد و فرانکو سمت نیابت سلطنت را احراز کرد.
براساس این قانون جانشین فرانکو باید یکی از افراد خاندان سطلنتی باشد که توسط خود فرانکو انتخاب شود ودر صورت مرگ یا بیماری فرانکو، زمام امور را در دست گیرد. اما فرانکو تا سال 1962 اقدام به تعیین ولیعهد نکرد تا بالاخره در این سال «اگوستین مونوز گرانداس» پیرترین افسر ارتش به ولیعهدی انتخاب شد.

اسپانیا در دوران فرانکو
در نتیجه درگیری های داخلی در اسپانیا بسیاری از جمهوری خواهان این کشور را ترک کردند و برای محاکمه و مجازات کسانی که باقی مانده بودند نیز دادگاه های نظامی برپاشد. در نتیجه برگزاری این دادگاه ها بیش از هزاران اسپانیایی به مرگ محکوم شدند و فرانکو خود در اواسط دهه 40 بیش از 26 هزار زندانی سیاسی را در اسپانیا در غل و زنجیر کرد. رژیم فرانکو کاتولیک را تنها مذهب رسمی در این کشور اعلام کرد و زبان باسکی و کاتالانی و نام گذاری نوزادان تازه به دنیا آمده به اسامی کاتالانی و باسکی را ممنوع کرد. فرانکو اتحادیه های کارگری سیاست های خودکفایی اقتصادی را ممنوع و یک شبکه پلیس مخفی برای جاسوسی از شهروندان این کشور ایجاد کرد.
فرانسیسکو فرانکو؛ «ال کادیلو»ی اسپانیا
اگرچه فرانکو از قدرت های جهانی جانبداری می کرد اما از عرصه درگیری های جنگ جهانی دوم در سال های (45-1939) به دور ماند، با این وجود در حدود 50 هزار نیروی داوطلب را به آلمان و برای مقابله با روسیه ارسال کرد. فرانکو همچنین بنادر خود را به روی زیر دریایی های آلمانی باز کرد. پس از جنگ جهانی دوم اسپانیا با انزوای دیپلماتیک و اقتصادی مواجه شد و با شروع جنگ سرد این انزوا نیز شدت گرفت…
در سال 1953 اسپانیا به آمریکا اجازه داده تا سه پایگاه هوایی و یک پایگاه دریایی را در این کشور و در مقابل دریافت کمک های اقتصادی و نظامی بسازد. در حالی که سن فرانکو بالا می رفت وی همچنان از درگیری در امور روزانه سیاست دوری می کرد و ترجیح می داد به شکار و ماهیگیری بپردازد. در همین زمان بود که کنترل های پلیسی و سانسور رسانه ها در اسپانیا کمتر شد و اعتراضات و اعتصابات بیشتری برگزار می شد و اصلاحات بازار ازاد نیز در دستور کار قرار گرفت. صنعت توریسم در اسپانیا افزایش پیدا کرد و مراکش از این کشور اعلام استقلال کرد.
فرانکو هیچگاه یک حاکم محبوب نبود و به ندرت می توانست یک جمعیت را در حمایت از خود ساماندهی کند. اما پس از 1947 مخالفت های اندک و سازمان یافته ای با حکومت وی شکل گرفت. همزمان با کاهش برخی از اختیارات نیروهای امنیتی و پلیس در اسپانیا و رشد اقتصادی این کشور در دهه 60، چهره فرانکو از یک فرمانده نظامی سخت به یک شهروند سالخورده غیرنظامی تغییر پیدا کرد.
وضعی سلامتی فرانکو در اواخر دهه 60 رو به بدی رفت و با بیماری های قلبی دست پنجه نرم می کرد. اسپانیا طی دو دهه آخر رهبری فرانکو با رشد اقتصادی قابل توجهی همراه شد و سه سال پایان زندگی او نیز به یک امپراتوری دموکراتیک براساس قانون تبدیل شد. کشوری با چشم انداز اقتصادی و نهادهای دموکراتیک شبیه به بسیاری از کشورهای غرب اروپا. فرانکو در 20 نوامبر سال 1975 پس از چندین حمله قلبی درگذشت. در مراسم تشییع جنازه وی بسیاری از شرکت کنندگان دستان خود را به نشانه سلام فاشیستی بالا بردند.
 فرانسیسکو فرانکو؛ «ال کادیلو»ی اسپانیا
اسپانیا پس از فرانکو
در سال 1947 فرانکو اعلام کرده بود که یک شاهزاده جایگزین وی خواهدشد و در سال 1969 شاهزاده «خوان کارلوس» نوه پادشاه پیشین این کشور را برای این سمت در نظر گرفت. با وجود آنکه خوان کارلوس مدت زمان مناسبی را در کنار فرانکو سپری کرد و به طور عموم از نظام اسپانیا حمایت می کرد، بلافاصله پس از اینکه قدرت را در این  کشور به دست گرفت دست به تغییرات گسترده از جمله قانونی کردن احزاب سیاسی کرد. نخستین انتخابات اسپانیا پس از مرگ فرانکو در ژوئن سال 1977 برگزار شد و به جز یک تلاش 18 ساعته برای کودتا، اسپانیا تا به امروز یک نظام دموکراتیک باقی ماند.

اخبار مرتبط

نظرات



آخرین اخبار