رفتن به بالا

سایت خبری تحلیلی شهرستان ساری

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۹ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 25 April
  • آلکسی ناوالنی، 40 ساله و مشهورترین چهره مخالف در روسیه، در ماه مارس خواستار برگزاری اعتراضات سراسری علیه فساد شد و در پی آن، ده‌ها هزار نفر به خیابان‌ها ریختند. ناوالنی پس از آن به مدت 15 روز در بازداشت به سر برد و سرانجام در 10 آوریل از زندان آزاد شد.

    به گزارش عصرساري،

    این گفتگو توسط کریستیان اِش (Christian Esch) و کریستیان نیف ( (Christian Neef انجام شده است. گفتنی است آلکسی ناوالنی در چند سال اخیر چندین مرتبه راهی زندان شده و نهادهای بین‌المللی خواستار آزادی وی شده بودند.

    آلکسی ناوالنی، 40 ساله و مشهورترین چهره مخالف در روسیه، در ماه مارس خواستار برگزاری اعتراضات سراسری علیه فساد شد و در پی آن، ده‌ها هزار نفر به خیابان‌ها ریختند. ناوالنی پس از آن به مدت 15 روز در بازداشت به سر برد و سرانجام در 10 آوریل از زندان آزاد شد. وی سپس یک روز بعد با خبرنگاران اشپیگل در دفتر کار بنیاد ضد فسادش در مسکو دیدار داشت. ناوالنی از روحیه بالایی برخوردار بود و خودش را همچون یک مبارز واقعی نشان می‌داد. وی همچنان در حال برنامه ریزی برای سفر به دیگر نقاط روسیه بود تا بتواند برای کارزار انتخاباتی‌اش در سال 2018 تبلیغ کند. علاوه بر آن، ناوالنی خواستار برگزاری اعتراضات سراسری دیگر در 12 ژوئن است.

    اشپیگل: آقای ناوالنی، شما به تازگی از زندان آزاد شده‌اید. زندان چه حسی داشت؟

    ناوالنی: اینطور تجسم کنید که زندان شبیه یک خوابگاه بسیار کثیفی است که جز خوابیدن و خواندن هیچ کاری نمی‌توانید در آن انجام دهید. ما چهار نفر در یک سلول بودیم. هم سلولی‌هایم آدم‌های عادی بودند. یکی از آن‌‎ها با همسایه‌اش دعوا کرده بود و دیگری به افسر پلیس توهین کرده بود. هیچ زندانی سیاسی دیگری مانند من آنجا نبود. زندانی‌های سیاسی به خوبی از هم جدا می‌شوند و حتی در زمان تمرین هم تدابیری اندیشیده می‌شود که هیچ ارتباطی به یکدیگر پیدا نکنند.

    پوتین در مخمصه!
    اشپیگل: با این حال با زندانی‌های دیگر در مورد سیاست صحبت می‌کردی؟

    ناوالنی: آن‌ها تمام مدت به حرف‌هایم گوش می‌دادند و همه‌شان می‌خواستند که من صحبت کنم. حتی افسران پلیسی که بعد از دستگیری در اتوبوس کنارم نشسته بودند، فیلمم در مورد دیمیتری مدودف، نخست وزیر، را دیده بودند. آن‌ها نیز همان سوالی را از من پرسیدند که دیگران می‌پرسیدند: اینکه چگونه تا به امروز زنده‌ام و اینکه چرا کسی مرا به زندان نینداخته است؟

    اشپیگل: جوانان بسیار زیادی به خواست شما به خیابان‌ها آمدند. این اتفاق موجب شگفتی بسیاری شد زیرا مردم فکر می‌کردند که نسل جوان ضد سیاست است.

    ناوالنی: ولی من اصلا سورپرایز نشدم! اول اینکه قبلا در “وی کنتاکته” متوجه این قضیه شده بودم که…

    اشپیگل: … نوعی شبکه اجتماعی روسی…

    ناوالنی: … که افرادی خواستار حضور در تظاهرات بودند، چقدر جوان هستند. دوما، برایم کاملا مشخص بود که فشار سیاسیِ موجود بر روی دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان مقطع کالج تا چه اندازه می‌تواند اثر مخالف داشته باشد. مثلا در بریانسک، از دانش‌آموزان مقطع راهنمایی خواسته شده بود که در تظاهرات شرکت نکنند. مباحثه‌ای در همین مورد با مدیر یک مدرسه انجام شد که پس از ضبط، میلیون‌ها بار دیده شد. روسیه از دهه 90 میلادی فاقد هر گونه جنبش دانشجویی بوده است که پیشتر در اروپای شرقی و غربی دیده شده بود. آخرین باری که شاهد چنین جنبشی بودیم، مربوط به دوران سزارها است.

    پوتین در مخمصه!
    اشپیگل: پس چه چیزی این جوان‌ها را به خیابان‌ها کشاند؟

    ناوالنی: فقر! فقر فاکتور بسیار مهمی است. استانداردهای زندگی در اینجا در طول پنج سال گذشته سیری نزولی را تجربه کرده است.

    اشپیگل: آیا در مسکو هم متوجه چنین مسئله‌ای شده‌اید؟

    ناوالنی: در تومسک، از جوانان پرسیدم که چند نفرشان زیر 20.000 هزار روبل در ماه (330 یورو) درآمد دارند؟ آن‌ها جواب دادند: “همه ما.” این اتفاق در شهری رخ داده که همواره منبع درآمدش از نفت بوده است! مردم اغلب می‌گویند که من کاندیدای مردمی خواهم بود که درآمد بالایی دارند. البته که همین‌طور است زیرا افراد ثروتمند و تحصیل‌کرده مایل‌اند از من به جای پوتین حمایت کنند. اما این بدان معنا نیست که دیگران لزوما ضد من هستند.

    اشپیگل: چه چیزی بین اعتراضات فعلی و اعتراض به انتخابات پارلمانی سال 2011 تمایز ایجاد می‌کند؟

    ناوالنی: مهمترین تفاوت مربوط به حوزه جغرافیایی اعتراضات است: در حال حاضر شاهد برگزاری تظاهرات در نقاطی هستیم که پیشتر سابقه نداشته است؛ مثلا در داغستان، تاتارستنا و باشکیریا. غیر از این مورد دیگر تفاوت حائز اهمیتی وجود ندارد. شبکه‌های اجتماعی که آخرین روش ارتباطی برای انعکاس انتقاداتمان است، حالا دیگر مخاطبی جوان‌تر را به خود دیده است. همین.

    اشپیگل: فیلم مربوط به دارایی‌های مدودف نزدیک به 18 میلیون مرتبه در یوتیوب بازدید داشته است. مدودوف این فیلم را “مزخرف” می‌خواند و آن را با “کمپوتی” می‌داند که از ترکیب چندین اتهام بی‌اساس ساخته شده است.

    ناوالنی: چه ظاهر سازی رقت انگیزی… او یک ماه صبر کرد و آخرش هم به واژه “کمپوت” پناه برد…

    اشپیگل: آیا آن اتهامات برای مدودوف دردسرساز خواهد شد؟

    ناوالنی: رویاهای سیاسی او دیگر آسیب دیده است. گفته شده که مدودوف پس از آن فیلم یک هفته تمام مشروبات الکلی خورد و واقعا هم همین‌طور به نظر می‌رسید.

    اشپیگل: مدودوف از شما شکایت نکرده است؟ زیرا آلیشر عثمانف، میلیاردر روسی، که شما وی را متهم به اهدای مِلکی به ارزش 5 میلیارد روبل به مدودوف کردید، قصد شکایت از شما را دارد.

    گفتگویی با آلکسی ناوالنی، رهبر مخالفان پوتین / دشمن برجسته کرملین
    آلیشر عثمانف، کارآفرین، بازرگان، سرمایه‌دار و مدیر ارشد اجرایی روسی زاده ازبکستان است که ثروتمندترین فرد روسیه به شمار می‌آید. وی مالک شرکت‌های متالواینوست و مگافون است

    ناوالنی: عثمانف قطعا به میل خودش این کار را نخواهد کرد. واضح است که کسی از او خواسته تا علیه من شکایت کند.

    اشپیگل: کرملین به طور رسمی اعلام کرده که در حال مبارزه با فساد حکومتی است و پنج فرماندار را هم در این ارتباط دستگیر کرده است – پنجمین نفر به تازگی دستگیر شده است.

    ناوالنی: آن فرمانداران به این خاطر دستگیر شده‌اند که بخشی از محبوبیت من کاسته شود. علاوه بر آن، پوتین تمایل دارد تا بین اطرافیان خودش نیز ترس و وحشت ایجاد کند. او بیش از هر معترضی از اطرافیان خودش می‌ترسد؛ افرادی در حلقه نزدیکان پوتین حضور دارند که دقیقا هم اندازه من منتقد هستند زیرا از نزدیک می‌بینند که شیوه نظام حکومتی درست کار نمی‌کند. پوتین می‌خواهد آن‌ها را ساکت کند.

    اشپیگل: آیا پوتین در انتخابات سال 2018 شرکت خواهد کرد؟

    ناوالنی: قطعا. پوتین دلش می‌خواهد سزار امپراتوری مدرن روسیه‌ای باشد که در حال ساختش است. معتقدم که پوتین عمیقا به این موضوع فکر می‌کند.

    اشپیگل: آیا به شما هم اجازه شرکت در انتخابات به عنوان کاندیدا را خواهند داد؟

    ناوالنی: می‌خواهیم آن‌ها را مجبور کنیم تا مرا ثبت نام کنند؛ درست مثل کاری که در انتخابات شهرداری مسکو در سال 2013 انجام دادیم. آن موقع تهدید کردیم که بایکوتشان می‌کنیم. پس از آن، کرملین تصمیم گرفت تا اجازه ثبت نام ناوالنی را صادر کند – آن‌ها احتمال می‌دادند که او نهایتا 8 یا 9 درصد رای کسب خواهد کرد.

    اشپیگل: در عوض اما تو 27 درصد آرا را کسب کردی؛ اتفاقی مهم که داشت کار را به دور دوم می‌کشاند.

    ناوالنی: ولی تا جایی که می‌دانم، مخالفان کاندیداتوری من اکنون دست بالا را در کرملین دارند. آن‌ها می‌گویند: چه کسی از نتیجه انتخابات خبر دارد؟ ما یک بار مرتکب اشتباه شدیم. آن‌ها حتی از تمام حرف‌هایی که قرار است بزنم ترس دارند. 17 سال است که سیر انتخابات در روسیه از یک الگو پیروی می‌کند: هیچکس از پوتین انتقاد نمی‌کند؛ هیچ یک‌یک کارزار انتخاباتی واقعی را به راه نمی‌اندازد؛ تمام مراحل انتخابات طی دو ماه انجام می‌شود. کرملین تمام جایگزین‌های پوتین را حذف می‌کند. پوتین تمایل ندارد که کسی در کشور روسیه مسافرت کند و مردم را از مشکلات آگاه سازد.

    اشپیگل: چرا این همه مدت است که مخالفان وارد چنین بازی شده‌اند؟

    ناوالنی: آیا تاکنون به مرکز جدید یلتسین در یکاترینبورگ سفر کرده‌اید؟ یک صندوق رایِ مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال 1996 در آنجا به نمایش درآمده است. اسامی مندرج بر روی آن صندوق رای در مقایسه با امروز هیچ تغییری نکرده است: گنادی زوگانوف، رهبر حزب کمونیست روسیه؛ گریگوری یاولینسکیِ لیبرال؛ ولادیمیر ژیرینفسکی، پوپولیست راست افراطی؛ فقط اسم بوریس یلتسین برداشته شده و به جایش نام پوتین نوشته شده است. هیچ سیاستمدار مخالفی تاکنون مسئولیت شکست انتخاباتی‌اش را به عهده نگرفته است.

    اشپیگل: شما در قالب کارزار انتخاباتی‌تان مالیات ویژه‌ای را برای گروه اندک حاکم در نظر گرفته و از دو برابر کردن هزینه‌های درمانی و تعیین دستمزد حداقل 25 هزار روبلی سخن گفته‌اید. چنین به نظر می‌رسد که چپی باشید؟

    ناوالنی: ببینید، خب شبیه چیزی نیست که افراد از اپوزیسیون لیبرال ما انتظار دارند. متاسفانه مردم [روسیه] انتظار دارند که یک سیاستمدار اپوزیسیون در روسیه باید به اُلیگارش‌ها احترام بگذارد؛ نباید مشکلات بازنشستگان برایش اهمیتی داشته باشد؛ و باید معتقد باشد که مشکلات بازار به کمک “دست‌ها نامرئی” حل خواهد شد.

    اشپیگل: طرح‌های شما چندان استخوان دار نیست. چگونه قرار است بودجه مالی این طرح‌ها را فراهم کنید؟

    ناوالنی: روسیه حجم بالایی از پول را به شکل غیرمنطقی بر روی ارتش و پلیس هزینه می‌کند. اگر به آمار افسران پلیس در کشورهای مختلف نگاه کنید، متوجه خواهید شد که روسیه در جایگاه‌های بالا قرار دارد. اما اگر به آمار مربوط به قتل‌ها نیز نگاه کنید، خواهید دید که روسیه باز هم در اوایل جدول قرار دارد. علاوه بر آن، 30 درصد بودجه سری است! هیچ کس نمی‌داند که با این پول چه خواهد شد. در جریان مناقصه‌های عمومی، سالانه 1500 میلیارد روبل دزدیده می‌شود. از طریق مبارزه علیه فساد می‌توان سالانه مقدار زیادی را آزاد کرد.

    اشپیگل: همین 6 سال پیش بود که شما در حلقه ناسیونالیست‌ها فعالیت داشتید. حتی آن روزها هم برخی از طرفدارانت معتقد بودند که برخی از متحدان شما چندان سازگار نیستند. آیا یک اقدام تاکتیکی بود یا به خواست دیگران انجام شده بود؟

    ناوالنی: بین سال‌های 2005 تا 2011 تلاش زیاده کردم تا لیبرال‌های بازاری و شاخه‌های ناسیونالِ جنبش اعتراضی را کنار هم جمع کنم. این واقعیت دارد. من هنوز مخالف ورود بدون روادید از آسیای مرکزی به روسیه هستم.

    اشپیگل: دقیقا چرا اعتراضات سال 2012 – 2011 شکست خورد؟ مخالفان چه اشتباهی کردند؟

    ناوالنی: هیچ معادله‌ای وجود ندارد که به واسطه آن بتوان “رژیم” را برانداخت. این کار نیازمند یک فرآیند تاریخی است که ما نمی‌توانیم آن را هدایت کنیم. در موفقیت انگیزترین اعتراضات سال 2010 حدود 1500 نفر شرکت داشتند اما امروز هرگونه کمپین کمتر از 30.000 نفر نوعی شکست محسوب می‌شود. علیرغم تمام موانع، اتفاقی رو به جلو رخ داده است. اما از جمله دلایل شکست می‌توان به سرکوب خصمانه اعتراضات اشاره کرد. اگر رژیم 2012 را با رژیم 2017 مقایسه کنیم، به نظر می‌رسد که داریم در مورد دو کشور مختلف حرف می‌زنیم. در حال حاضر در کشوری زندگی می‌کنیم که هزاران زندانی سیاسی دارد؛ کشوری که هر هفته دادگاه‌های جدیدی در آن تشکیل می‌شود؛ کشوری که مردم به خاطر “لایک کردن” در اینترنت روانه زندان می‌شوند.

    اشپیگل: برخی از کسانی که در اعتراضات گسترده میدان بولوتنایا در مه 2012 دستگیر شده‌اند، همچنان در زندان به سر می‌برند. با این حال، شما خواستار برگزاری تظاهرات جدید در ماه مارس شده‌اید. آیا می‌توان این منطق را توجیه کنید؟

    ناوالنی: می‌دانم که مسئولیتش بر عهده من است – برای برادرم که هنوز در زندان است و یا برای زندانیانی که از مه 2012 هنوز در زندان به سر می‌برند. اتفاق خوشایندی نیست. هرچند روزنامه‌ها در صفحه اول خود گزارشی را در مورد برادرم کار کرده‌اند. اگر یک وبلاگ نویس در مناطق روستایی دستگیر شود، هیچ روزنامه‌نگار، وکیل و یا فعال حقوق بشری به وی سر نخواهد زد زیرا پرونده‌ای این چنینی این روزها کم نیستند. اگر قرار باشد که مانع این کار شویم، باید به دنبال تغییر سیاسی باشیم.

    اشپیگل: برخی هنوز متعجب‌اند که شما چطور با این حد از آزادی راه می‌روید و حتی کارزارهای انتخاباتی گران‌قیمتی را رهبری می‌کند! چه کسی شما را تامین مالی می‌کند؟

    ناوالنی: ما در مورد همه چیز صادقانه حرف می‌زنیم. بنیاد ضد فساد من کاملا منطبق با استانداردهای روسی است و بودجه سالانه آن معادل 750 هزار یورو است. اما میانگین کمک‌‎های بلاعوض مردمی حدود 11.50 یورو به ازای هر نفر است.

    اشپیگل: بر اساس اظهارنامه مالیاتی‌تان، شما درآمد شخصی مشخصی دارید. دادگاه حقوق بشری اروپا در سال 2016 به دولت روسیه دستور داد که باید مبلغ 50 هزار یورو به شما به خاطر خسارات به بار آمده پرداخت شود. پس آن 90 هزار یوروی باقی مانده از کجا تامین شد؟

    ناوالنی: آن از محل درآمد شرکت حقوقی‌ام تامین شده است. مجوز حقوقی من ابطال شد اما برخی از مشتریانم مرا رها نکردند.

    اشپیگل: یکی از دشمنان برجسته کرملین وکالت چه گروهی از موکلان را قبول می‌کند؟

    ناوالنی: به عنوان یک وکیل من می‌کوشم تا به شکل برابری با موکلانم رفتار کنم. اما گروهی تلاش می‌کنند تا مرا ابقا کنند زیرا حامی من هستند.

    اشپیگل: نمی‌ترسی که از شما سو استفاده‌ای شود؟

    ناوالنی: هیچ کس از من سو استفاده نمی‌کند، اما از کارم چرا. اگر به ایگور سچین حمله کنم…

    اشپیگل: مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شرکت روس‌نفت و مخالف مدودوف…

    گفتگویی با آلکسی ناوالنی، رهبر مخالفان پوتین / دشمن برجسته کرملین
    ایگور سِچین یکی از نزدیکترین متحدین ولادیمیر پوتین به شمار می‌رود

    ناوالنی: … آنوقت به نفع یک شخص دیگر تمام خواهد شد. و وقتی به مدودوف حمله کنم، آنوقت بسیاری با خود می‌گویند که اتفاق خوبی رخ داده است. البته متاسفانه من نمی‌دانم که دارم او را تضعیف می‌کنم و یا به او قدرت می‌بخشم. شاید پوتین یک ماه پیش می‌خواست مدودوف را اخراج کند، اما چگونه پس از انتشار فیلمم می‌تواند این کار را انجام دهد. در یک سیستم مات هر چیزی به نحوی انجام می‌پذیرد. نمی‌توانم این را تغییر دهم.

    اشپیگل: زمانی که در زندان بودی، آمریکا و روسیه در سوریه به مشکل جدی خوردند. نظرت درباره سیاست پوتین در سوریه چیست؟

    ناوالنی: روسیه باید به ائتلاف بین‌المللی ضد داعش بپیوندند. اینکه در جنگ بین شیعیان و سنی‌ها دخالت کنیم و طرف شیعیان را بگیریم، غیرطبیعی است زیرا بیشتر مسلمانان روسیه سنی هستند. پوتین با کمک به بشار اسد ما را به دردسر خواهد انداخت.

    اشپیگل: اما اخیرا به نظر می‌رسید که دونالد ترامپ با سیاست‌های ولادیمیر پوتین اشتراکاتی داشته باشد؟

    ناوالنی: پس از پیروزی ترامپ در انتخابات، در یک ویدیو توضیح دادم که چرا هیچ دوستی میان پوتین و ترامپ شکل نخواهد گرفت. تضاد بین این دو سیستم بسیار زیاد است. پوتین به یک دشمن نیاز دارد. او می‌خواهد رهبر جهان ضد اروپایی، ضد آمریکایی باشد.

    اشپیگل: اما در مورد آنگلا مرکل باید گفت که پوتین حداقل یک مخالف حاضر در صحنه دارد. اگر خانم مرکل نباشد، دیگر خبری از تحریم‌هایی اروپایی علیه روسیه نخواهد بود. بنابراین رویکرد روسیه به این تحریم‌ها چگونه خواهد بود؟

    ناوالنی: ما باید پروتکل مینسک را به جای آوریم. مهمترین دلیل تحریم‌ها این است که روسیه تابوشکنی کرد که منتهی به جنگ در اروپا شد. شبه جزیره کریمه یکی از مشکلات است اما دردناک‌ترین بخش تحریم‌ها مربوط به جنگ دونباس است. به مجرد اینکه روسیه اقدامات لازم را برای ممانعت از وقوع تیراندازی در آنجا صورت دهد، این بخش از تحریم‌ها برداشته خواهد شد.

    اشپیگل: شما جایی گفته‌‎اید: سیاست خارجی من شامل ساخت جاده‌های بهتر و پرداخت حقوق بیشتر به کارکنان است. به نظر می‌رسد که شما قصد دارید به این سوال جواب ندهید.

    ناوالنی: نه از زیر پاسخ به این سوال درنمی‌روم. اما معتقدم که از این لحاظ با پوتین تفاوت دارم و روسیه نباید خودش را منزوی کند. هر آنچه در کشورمان رخ می‌دهد با بهانه اوکراین و سوریه توجیه می‌شود. اما وقتی که شهروندان فقط ماهی 300 یورو درآمد دارند، نمی‌توانند در مورد سیاست خارجی اظهار نظر کنند. بهتر است اول کشور خودمان را درست کنیم. وقتی به برادرم در زندان سر می‌زنم، کیلومترها طول می‌کشد تا کسی را ببینم. به نظرم فرصت خوبی است تا انرژی‌هایمان را در آنجا اعمال کنیم.

    اشپیگل: تا به امروز، شناخته‌شده‌ترین چهره مخالفان روسیه هستید؛ جوانان مخالف چشمشان به دنبال شما است. آیا چنین نقشی به ذهن خودت خطور کرده است؟

    ناوالنی: از تمام همکارانم خواسته‌ام که راه خودشان را طی کنند اما تبدیل شدن به یک سیاستمدار سرشناس مخالف کار دشواری است. دیگر رقیبی ندارم که بخواهم با او مناظره انجام دهم. من به رقیب نیاز دارم. مردم هم به زودی از دستم خسته خواهند شد. آن‌ها خواهند گفت: “ناوالنی، باز هم ناوالنی. ما می‌خواهیم آدم جدیدی را ببینیم.”

    منبع: Spiegel

    فرادید

    اخبار مرتبط

    نظرات



    آخرین اخبار