رفتن به بالا

سایت خبری تحلیلی شهرستان ساری

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
  • الأحد ۱۰ ربيع ثاني ۱۴۴۱
  • 2019 Sunday 8 December
  • وقتي داخل كيف دخترش بسته كوچك سفيدرنگي را پيداكرد، مبهوت ماند. رفتارهاي چندوقت او به نظرش مشكوك مي‌آمد و حالا با يافتن اين بسته كوچك كه نشان از فاجعه‌اي داشت، در برابر آنچه كه ديده بود، نمي‌دانست چه كار بايدمي كرد،

    به گزارش عصرساری، به سراغ چه كسي بايد مي‌رفت و چگونه مي‌توانست موضوع را با دخترش درميان بگذارد؟ مي‌دانست كه او دركلاس درس با دانش‌آموزي صميمي شده است كه خانواده از هم پاشيده‌اي دارد و مادرش معتاد است. به سراغ مدير مدرسه دخترش رفت، اما او عنوان كردكه نمي‌تواند بدون دخالت پليس و دستگاه قضايي، اين دانش آموز را كه ظاهراً تبديل به مروج مصرف و فروشنده موادمخدر شده بود، از مدرسه اخراج كند. فكر كرد كه بايد دخترش را به مدرسه ديگري منتقل كند، اما تكليف ديگر دانش‌آموزان آن مدرسه چه مي‌شد؟ تصميم گرفت به سراغ مددكاران اجتماعي برود و مشكل فرزندش را به آنان اطلاع دهد، تا شايد او را از خطري كه تهديدش مي‌كند، نجات دهند. از اينرو دست به كار شد و با رفتن به يكي از مراكز مشاوره پليس كه درنزديك خانه اش بود، توانست فرزندش را از مضرات دوستي‌ با افراد ناباب واستفاده از موادمخدر آشنا كند. اين مادر روزهاي سختي را براي رهايي فرزندش از بلايي كه مي‌توانست آينده‌اش را خراب كند، گذراند، اما آيا مادران ديگر نيز مي‌توانند نوجوانان خود را از خطر سقوط به گرداب اعتياد، نجات دهند؟ ‏

    مچ‌گيري نكنيم

    دکتر مهرداد احترامي ـ روانپزشك و کارشناس حوزه پيشگيري از اعتياد تأكيد مي‌كند:‌ پدر و مادري که مشکوک به مصرف مواد مخدر توسط نوجوان خود هستند، نبايد به دنبال مچ‌گيري از فرزند خود باشند.

    وي با اشاره به علائم مصرف مواد مخدر در نوجوانان، اظهار مي‌دارد: والدين مي‌توانند با علائم مصرف مواد مخدر از طريق رسانه‌ها و کتاب‌ها آشنا شوند و در صورت مشکوک بودن به رفتار فرزند خود و يا اگر علائم نيمه کاره‌اي در فرزندشان ديدند و يا از طريق فردي شنيدند که فرزندشان مواد مصرف مي‌کند، در مرحله اول بايد ذهن خود را از موضوع مچ گيري خلاص کنند، زيرا اين کار يک تهديد جدي براي فرزندشان است.

    دكتراحترامي با تاکيد بر تغيير رويکرد مواجهه با نوجواني که مواد مخدر مصرف کرده است، اضافه مي‌كند: والدين نبايد از اين موضوع براي خود يا فرزند نوجوانشان فاجعه‌سازي کنند، زيرا اين کار استرس‌ها را بالا مي‌برد و منجر به دور شدن دو طرف از يکديگر مي‌شود. زماني که والدين به مصرف مواد از سوي نوجوان خود پي مي‌برند، بايد آن را يک زنگ هشدار تلقي کنند و بفهمند که اين موضوع نشان دهنده اشکالي در روابط آنها با نوجوان و تربيت اوست که از قبل وجود داشته است.

    اين روانپزشك با بيان اينکه نبايد به اين بچه‌ها به منظور اصلاح رفتارشان رشوه داده شود، ادامه مي‌دهد: والدين بايد بدانند که ارتباطات‌شان با فرزندان، نياز به اصلاح دارد و لازم است به سرعت قواعد خانواده رابازبيني شود. بازنگري اين قوانين و صحبت درباره آن، کنترل بيشتري روي رفتار والدين و فرزندان ايجاد مي‌کند.

    دكتر احترامي با اشاره به لزوم مراجعه به مشاور و کمک گرفتن از متخصص براي نحوه برخورد با نوجواني که به سوءمصرف مواد گرايش يافته است، مي‌افزايد: پدران و مادران بايد توجه کنند برخي داروهاي روانپزشکي مي‌تواند علائمي مانند مصرف مواد مخدر داشته باشد و از اينرو اين دو نبايد با هم اشتباه گرفته شوند.

    اين پژوهشگر حوزه اعتياد با بيان ضرورت دانستن اين موضوع که نوجوان سوءمصرف دارد يا نه، مي‌گويد: در اين شرايط بهترين کار اين است که استرس‌ها را کم کنيم و با رفتارهاي مستقيم و غير مستقيم ازپراسترس شدن شرايط پيش آمده، پيشگيري به عمل آوريم. ضمن اينکه بهتر است راهكارهايي را به بيمار نشان دهيم، اما نظر خود را به او تحميل نکنيم. چرا كه بيمار خود بايد درمورد زمان و نوع درمان‌اش تصميم بگيرد.

    بروشورهاي اطلاع‌رساني

    دكتر احترامي به گسترش شبکه سالم ارتباطي براي نوجواني که به سوءمصرف مواد مخدر روي آورده است، اشاره مي‌كند و مي‌افزايد: ارتباط دادن فرد بيمار با افراد خوش مشرب و خوش برخورد که نوجوان از حضور در کنار آنها لذت مي‌برد و دور کردن آنها از دوستان ناسالم، بسيار مهم است. بايد تلاش کنيم اگر نوجوان در سراشيبي مصرف مواد قرار گرفته است، محيط را به صورت مراقبتي براي او غني کنيم تا از تفريحات سالم لذت ببرد.

    اين روانپزشك با تاکيد بر اينکه در ابتداي کار بايد با نوجوان بيمار به صورت غير مستقيم صحبت کرد، ادامه مي‌دهد: صحبت‌هاي غير مستقيم مي‌تواند در مورد سلامت، آينده، توانايي فرد، کاهش استرس و قدرت دست يافتن به شرايط مناسب باشد. اگر ديديم که صحبت‌هاي غير مستقيم فايده ندارد، بايد در مورد رفتارهاي او صحبت کنيم و بگوئيم كه ما نگران تو هستيم، زيرا رفتارهايي از تو مي‌بينيم که ربطي به آرزوهايت ندارد و اگر باز هم اين کار پاسخ نداد، به صورت مستقيم در اين باره با نوجوان صحبت کنيم. البته کمک گرفتن از افرادي که نوجوان حرف آنها را قبول دارد، مي‌تواند کمک کننده باشد. اما در عين حال نبايد کساني که لازم نيست در اين باره چيزي بفهمند، از موضوع مطلع شوند. در واقع بايد افراد خانواده در اين مورد همسو باشند، اطلاعات را از يکديگر مخفي نکنند و در عين حال، رازداري خانوادگي را مدنظر قرار دهند. ‏

    دكتر احترامي با اشاره به ضرورت دادن اطلاعات به صورت غير مستقيم به نوجوان، اظهار مي‌دارد: مي‌توان بروشورهايي در اين باره تهيه کرد و جايي در دسترس نوجوان گذاشت و به شکل کوتاهي در اين باره صحبت کرد، تا بيمار نفهمد كه مخاطب مستقيم، اوست.

    اين روانپزشك تاكيد مي‌كند: در برخورد با نوجواني که به مصرف مواد مخدر گرايش يافته است، نبايد او را کوچک و به او القا کرد که ديگر همه چيز در زندگي اش تمام شده است. ضمن اينکه نبايد روش درمان و مداخله را به بيمار تحميل کنيم، بلکه بايد از روش انگيزشي استفاده کنيم و او را اميدوار سازيم که تغيير رفتارهايش کاملا ممکن است.

    سن جذب ذهن جوانان به خانواده

    مهرانه بخشي ـ روان‌شناس و استاد دانشگاه سن جذب ذهن جوانان به خانواده را بين 15 تا20 سالگي مي‌داند و معتقد است: اگر در اين سن، ذهن جوان به سمت خانواده خود بيشتر متمايل شود، از نظر رواني نوعي وابستگي به فضاي خانه پيدا مي‌کند. چنين است که جوان طبيعتا به والدين خود هم نوعي تعهد هميشگي دارد و به طور ناخودآگاه مي‌كوشد از انجام کارهايي که والدينش را مي‌رنجاند، خودداري کند كه اعتياد هم از اين دست کارهاست.‏

    اين استاد دانشگاه مي‌افزايد: اگر زماني به هر دليلي والدين متوجه غلتيدن جوان‌شان به ورطه مصرف مواد مخدر شدند، در مرحله اول بايد به اين مسئله پي ببرند که او در چه مرحله‌اي است؟ در شرايطي که مراحل آغازين را طي مي‌کند، بايد به او به چشم يک فرد کاملاً سالم بنگرند وبه تدريج وي را آن قدر در محيط خانه با محبت ويژه و فوق‌العاده جلب کنند که جوان در خلوت خود، از انجام اين کار پشيمان شود واحساس عذاب وجدان کند. اما اگر در مرحله مياني وحادي به سر مي‌برد، والدين بايد به شدت به سمت اعتماد سازي گام بردارند. اعتمادسازي در اين مرحله با آرامش رخ مي‌دهد. در فضايي امن بايد با جوان آلوده به اعتياد صحبت و به او ابراز محبت كرد، تا آنجا كه وي والدين را بهترين دوستان خود بداند. در صورت طي شدن درست اين روند، جوان در راه همکاري براي ترک اعتياد، گام برخواهد برداشت.‏

    جنگ لفظي با جوانان معتاد

    مهرانه بخشي، درباره پيامدهاي جنگ‌هاي لفظي والدين با جواناني که به اعتياد آلوده شده‌اند و يا در معرض آن قرار دارند، مي‌گويد: والدين به هر ترتيب از لحاظ رواني دائما ذهنشان مشغول اين مسئله است و به همين دليل به محض ديدن اولين نشانه‌ها، خيلي سريع شروع به واکنش نشان دادن مي‌کنند. آن‌ها گمان دارند با داغ کردن فضا ومجادله، مي‌توانند هشدار محکم تري به جوان خود بدهند. حال آن كه از لحاظ رواني اين مجادله داغ، نتيجه عکس مي‌دهد. در مجادله‌ها وجنگ‌هاي لفظي اين چنيني، جوانان خيلي سريع وارد موضع‌گيري مي‌شوند. به طور کلي فضاي خانه‌هاي پرتنش، مکاني مناسب براي گريز جوانان از خانواده و روي آوردن به اعتياد است.‏

    اين روان‌شناس ادامه مي‌دهد: واکنش‌هاي فکري ـ رواني جوانان به محيط‌هاي پر اضطراب، به مثابه فرار از موقعيت است. به اين صورت که آن‌ها سعي مي‌کنند هميشه از چنين محيط‌هايي دوري کنند و به همين دليل آن‌ها به سوي گروه‌هاي دوستي وفضاي آن گرايش بسيار زيادي دارند، چرا که دراين گونه فضا‌ها، احساس آرامش دارند.بنابراين نبايد به بهانه‌هاي واهي به جوانان در محيط خانه استرس وارد کرد، چرا که استرس واتهام زني‌هاي پي در پي وملامت‌هاي مداوم، دشمن حضور جوانان در محيط گرم خانوادگي محسوب مي‌شوند.‏

    عوامل گرايش نوجوانان به اعتياد ‏

    دکترمصطفي اقليما ـ رئيس انجمن علمي مدد کاران اجتماعي ايران درباره اعتياد نوجوانان معتقد است كه در اين بحران، نوجوان محکوم نيست، بلکه اجتماع و سياست‌هاي غلط اجرايي محکوم هستند .وي اظهار مي‌دارد: ما در مرحله اول نبايد شرايط را براي بروز چنين مشکلي مهيا کنيم، اما بايد واقعيت را بپذيريم که اين فرد معتاد شده و چون اين مشکل يک روزه به سراغ وي نيامده است، ما هم نمي‌توانيم در چند جمله و در يک زمان کوتاه، درباره اين مشکل صحبت و مشكل را برطرف کنيم.‏

    اين مددكار اجتماعي مي‌گويد: به طور مثال بايد بدانيم يک نوجوان 15 ساله که شيشه مصرف مي‌کند، به همين مدت يعني 15 سال در زندگي مشکل داشته است. يعني از کودکي در خانواده، مدرسه و اجتماع با او رفتارهايي صورت گرفته که او را به اين مرحله رسانده است و فرد هم براي فرار از اين مشکلات به مواد مخدر پناه آورده يا به سمت قرص‌هايي که روانپزشکان به عنوان آرام بخش براي او تجويز کرده‌اند، حركت كرده است. ‏

    رئيس انجمن علمي مددکاران اجتماعي ايران اظهار مي‌دارد: متاسفانه ما يا به عنوان روانپزشک، مواد مخدر به خورد آن نوجوان مي‌دهيم و يا اين نوجوان در جامعه از راه‌هاي ديگر به سمت اين مواد سوق پيدا مي‌کند. پس ما براي حل اين معضل بايد در مشکلات 15 ساله اين نوجوان جست و جو کنيم و علل گرايش اين فرد به سمت مواد مخدر را بيابيم تا بتوانيم بهترين شيوه برخورد با اين مشکل را اتخاذ انتخاب و اجرا كنيم. ‏

    دکتر اقليما درخصوص عوامل اعتياد نوجوانان مي‌افزايد: عوامل زيادي در بروز اين بحران وجود دارد، به طور مثال مشکلات و دعواهاي خانوادگي، بدرفتاري‌هايي که در مدرسه با اين فرد صورت مي‌گيرد و نبود تفريح‌هاي سالم و رفاه براي اين فرد كه سبب مي‌شود به نوجوان فشار روحي وارد شود، تا آنجا که ديگر طاقت تحمل اين مسائل را نداشته باشد و در نهايت به سمت اعتياد برود. ‏

    اين مددكار اجتماعي اضافه مي‌كند: در موضوع تجويز‌هاي بي‌مورد دارويي برخي از روانپزشکان، شما تصور کنيد يك فرد در دوران کودکي دچار اضطراب مي‌شود و وقتي او به روانپزشک مراجعه مي‌کند. او فقط با تجويز قرص‌هاي آرام‌بخش درصدد تسکين مشکلات برمي‌آيد، ولي هيچ برنامه‌اي براي حل ريشه‌اي مشکلات‌اش ارائه نمي‌دهد كه آن هم سبب اعتياد فرد مورد نظر مي‌شود. ‏

    رئيس انجمن علمي مددکاران اجتماعي ايران در مورد برخورد با نوجوانان معتاد اظهارمي دارد: در برخورد با اين افراد، بايد با محبت کردن نياز‌هاي عاطفي آنان را برآورده کنيم. زيرا اولين مشکل آنان، کمبود محبت است و از اينرو با اين افراد از طريق برخورد‌هاي تنبيهي نبايد مقابله کنيم. ‏اين مددکار اجتماعي درباره نحوه برخورد خانواده‌ها با يک نوجوان معتاد مي‌افزايد: در مورد نوع مواجه و عکس‌العمل خانواده‌ها با اين موضوع ابتدا بايد توجه داشت كه اين نوجوان از چند وقت قبل مصرف مواد را شروع کرده است. در مرحله دوم بايد علت شناسي کنند و بفهمند كه چه عللي سبب وقوع اين اتفاق شده است؟ متاسفانه مشکل برخي خانواده‌ها اين است خودشان مي‌دانند که ريشه مشکل فرزندشان کجاست، اما مي‌خواهند با برخورد‌هاي خشن و کتک زدن با اين مشکل برخورد کنند. در مرحله سوم بايد محيط آن نوجوان را عوض کنند. اگر مي‌بينند که مشکل از اجتماع و محله است، خانه خود را تغيير دهند و اگر مشکل را ناشي از برخوردهاي درون مدرسه و يا دوستان مدرسه ديدند، مدرسه‌اش را عوض کنند. با اين کار اگر فرد در مرحله اول اعتياد باشد، ممكن است به کلي درمان شود. ‏

    بچه‌هاي اعتياد

    سرهنگ مجيد غفاري ـ كارشناس اجتماعي پليس درباره اعتياد نوجوانان به گزارشگر روزنامه اطلاعات مي‌گويد: به لحاظ وابستگي‌هايي که اعضاي خانواده‌ها دارند، خواه و ناخواه چنانچه يكي از اعضاي خانواده دچار آلودگي‌هايي شوند، به طور نسبي در ساير افراد خانواده نيز اثر مي‌گذارد و احتمالاًسبب آلودگي برخي از آن‌ها نيز مي‌شود و بر فرض که موجب آلودگي آنان هم نشود، به احتمال زياد وضع خانوادگي را تحت تأثير قرار مي‌دهد و چه بسا آنان را با عواقب ناگوار و غير قابل جبران، مواجه مي‌سازد.‏

    اين كارشناس پليس مي‌افزايد: کودکان وابسته به والدين معتاد يا اصطلاحاً «بچه‌‌هاي اعتياد»، کودکاني هستند که در محيط‌هاي پرورشي خود با پدر و مادر يا يکي از اعضاي معتاد خانواده، همزيستي دارند. اين کودکان لزوماً مجرم يا معتاد نيستند، بلکه در دايره‌اي بيمار و ناهنجار گرفتار آمده‌اند و در آن رشد كرده‌اند. والدين معتاد در شرايط نشئگي بسيار بخشنده، مهربان و ايثارگرند، ولي در حالت خماري، سرشار از خشم و غضب مي‌شوند و يا در کمال بي تفاوتي و بي حوصلگي

    نسبت به نزديکان و وقايع اطراف خود، کمترين احساس و يا واکنشي نشان نمي‌دهند. بنابراين، بروز اين تغييرات رفتاري در والدين معتاد، نخستين عامل گرايش به مواد مخدر در بچه‌هاي اعتياد است.

    سرهنگ غفاري همچنين مي‌گويد: کودکان و نوجواناني که ناخواسته در مسائل ناشي از اعتياد پدر و يا مادر خود در خانواده درگير مي‌شوند، در معرض ارتکاب جرايم مختلف قرار مي‌گيرند و متأسفانه سرنوشت گرفتار آمدن در رده کودکان و نوجوانان نابهنجار يا بزهکار، در انتظار آن‌هاست.‏

    دختران،‌ مادران آينده

    دكتر امان‌الله قرايي‌مقدم ـ جامعه‌شناس با اشاره به تاثير اعتياد زنان بر تربيت فرزندان‌شان مي‌گويد: اگر زنان دچار اعتياد شوند، نخستين صدمه به دختران آنها وارد مي‌آيد و با توجه به اين كه دختران، مادران آينده هستند، اعتياد زنان بر کل نظام اجتماعي تاثير منفي مي‌گذارد.‏

    وي با بيان اينکه زن اساس خانواده است، مي‌افزايد: تربيت خانواده بر عهده زنان است و دوام و بقاي خانواده به زن بستگي دارد. زنان نقش اصلي را در تربيت، پرورش، سبک زندگي و چشم انداز زندگي فرزندانشان دارند. ضرب‌المثل قديمي را شنيده‌ايد كه مي‌گويند «مادر را ببين، دختر را بگير!». زماني که مادر دچار آسيب‌هاي اجتماعي مانند طلاق و اعتياد باشد، صدمه جبران ناپذيري به بنيان خانواده مي‌زند و تاثير منفي بر تربيت فرزندان به ويژه دختران مي‌گذارد و احتمال گرايش فرزندان به آسيب‌هاي اجتماعي را افزايش مي‌دهد.‏

    راهكارهاي كارشناسان

    به گفته كارشناسان، براي نزديک‌شدن به فرزندان و پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي، بهتراست:‏

    ‏ـ در مورد ديدگاه‌ها، هدف‌ها، علاقه‌ها و آرزوهاي فرزندتان، با او گفتگو کنيد.

    ـ به فرزندتان در يادگيري مهارت‌هاي حل مسائل زندگي کمک کنيد.

    ـ به احساسات فرزندان خود احترام بگذاريد وگفته‌هاي او را تفسير کنيد ودرباره‌‌اش توضيح دهيد.

    ـ در تصميم‌گيري‌هاي خانوادگي، از فرزندتان نظر بخواهيد، به نظراتش احترام بگذاريد و به شنيدن آن‌ها علاقه نشان دهيد.

    ـ در خصوص مضرات مصرف سيگار و مواد غير مجاز و مخدر، با فرزندان و بخصوص فرزندان نوجوانان خود صحبت کنيد.‏

    ‏فاطمه يارمحمدي

    اخبار مرتبط

    نظرات



    آخرین اخبار