رفتن به بالا

سایت خبری تحلیلی شهرستان ساری

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
  • الجمعة ۱۷ ربيع أول ۱۴۴۱
  • 2019 Friday 15 November
    • سه شنبه 23 دسامبر 2014 - 16:12
    • کد خبر : 472
    • اجتماعی
    • چاپ خبر : شب اول ربیع الاول مصادف با لیلة المبیت

    وقتی علی(علیه السلام) در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابیده بود، جبرئیل در بالای سر او و میکائیل پایین پای علی(علیه السلام) آمدند و جبرئیل گفت: «خوشا به حال کسانی چون تو‌ ای فرزند ابو طالب! که خدای متعال در برابر فرشتگان به تو مباهات می‏کند.» به گزارش علویون از ابنا؛  امشب، […]

    وقتی علی(علیه السلام) در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابیده بود، جبرئیل در بالای سر او و میکائیل پایین پای علی(علیه السلام) آمدند و جبرئیل گفت: «خوشا به حال کسانی چون تو‌ ای فرزند ابو طالب! که خدای متعال در برابر فرشتگان به تو مباهات می‏کند.»

    به گزارش علویون از ابنا؛  امشب، شب اول ربیع الاول مصادف است با لیلة المبیت که امیرمومنان علی(علیه السلام) در بستر پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید تا مشرکین قریش آسیبی به حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) نرسانند. در ادامه مختصری از این واقعه مهم تاریخ اسلام تقدیم خوانندگان ابنا می گردد.

    لَیلَةُ المَبیت عنوانی است برای شبی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به امر الهی از مکه به مدینه هجرت کرد و به سبب تصمیم سران قریش بر قتل آن حضرت، از علی(علیه السلام) خواست تا به جای او در بسترش بخوابد و مشرکان متوجه عدم حضور پیامبر نشوند. خداوند در عظمت این جانفشانی علی(علیه السلام) آیۀ شریفۀ «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» (ترجمه: و از ميان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد، و خدا نسبت به [اين‌] بندگان مهربان است.)[بقره–٢٠٧] را نازل فرمود.

    نقشه قتل پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

    بنابر روایات تاریخی، کفار قریش، با بالاگرفتن دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)و پس از مرگ ابوطالب، به آزار و اذیت مسلمانان دامان زدند و آنها را مجبور می‌کردند که از اسلام دست بکشند. پیامبر که جان مسلمانان را در خطر دید، پس از پیمانی که با اهل مدینه بست، دستور داد تا مسلمانان به مدینه هجرت کنند. آنان در چند مرحله به صورت دسته‏‌های کوچک و پنهانی و دور از چشم قریش رهسپار مدینه شدند. کفار قریش در آخرین چاره‌اندیشی علیه دعوت پیامر(صلی الله علیه و آله و سلم)تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند.

    مشورت در دارالندوه

    جمعی از قریش در دار الندوه جمع شدند تا درباره نوع برخورد با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم بگیرند. طبق برخی نقل‌ها، شیطان نیز به شکل پیرمردی در این جلسه حاضر شد و مشرکان را راهنمایی کرد. در نهایت طبق خواسته ابوجهل تصمیم گرفته شد از هر قبیله جوانی دلیر انتخاب شود و شبانه بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حمله کنند و دسته جمعی او را در خانه‌اش بکشند؛ زیرا در این صورت، خون او در میان همه قبایل پراکنده می‌شد و بنی‌هاشم، که خاندان و خون خواهان پیامبر بودند، نمی‌‏توانستند با همه طوایف قریش بجنگند و ناچار مجبور می‌شدند به گرفتن دیه رضایت دهند.

    نزول آیه و آگاهی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

    به دنبال تصمیم قریش بر قتل پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، جبرئیل بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و او را از نقشه مشرکان آگاه ساخت و دستور خداوند را ابلاغ کرد، چنانچه در آیه ۳۰ سوره انفال آمده است: “به یاد آور هنگامی که کافران از در مکر وارد شده و تصمیم گرفتند که تو را زندانی کنند و یا بکشند و یا تبعید نمایند، آنان مکر می‌‏ورزند خدا نیز مکر آنان را خنثی می‌سازد خداوند از همه چاره‏ جوتر است.” که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم گرفت قبل از آمدن مشرکان، خانه خود را به طرف یثرب ترک کند.

    برای این‏که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در هنگام خروج از دید مشرکان مخفی بماند، آیه وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﴿٩﴾ (ترجمه: و [ما] فراروى آنها سدى و پشت سرشان سدى نهاده و پرده‌اى بر [چشمان‌] آنان فرو گسترده‌ايم، در نتيجه نمى‌توانند ببينند.)[یس–٩] را تلاوت کرد.

    ماجرای لیلة المبیت

    پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در شب اول ماه ربیع الاول، به علی(علیه السلام) فرمود: “مشرکان می‌‏خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در جای من می‌‏خوابی تا من به غار ثور بروم؟” امام علی(علیه السلام) گفت: “در این صورت شما سالم می‌‏مانید؟” پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: “آری.” علی(علیه السلام) تبسمی کرد و سجدۀ شکر به ‏جای آورد، وقتی که سر از سجده برداشت عرض کرد: “آنچه را که مأمور شده ‏ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد! به هر چه می‌‏خواهی فرمانم بده که همانند دستیار شما هستم، همان گونه که مقصود شماست در آن وارد می‌‏شوم و موفقیتم تنها از ناحیه خداست.” سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، علی(علیه السلام) را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند.

    وقتی علی(علیه السلام) در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابیده بود، جبرئیل در بالای سر او و میکائیل پایین پای علی(علیه السلام) آمدند و جبرئیل گفت: “خوشا به حال کسانی چون تو‌ ای فرزند ابو طالب! که خدای متعال در برابر فرشتگان به تو مباهات می‏ کند.”

    مشرکان از ابتدای شب، خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را محاصره کردند و قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد، اما ابولهب گفت: در این وقت، زنان و فرزندان در داخل خانه هستند و بعدها عرب درباره‏ ما می‌گویند حرمت فرزندان عموی خویش را شکستند.

    علی(علیه السلام) درهای خانه را بست و پرده‌ها را کشید، آنان با سنگ بر علی(علیه السلام) که در بستر خوابیده بود، زدند تا مطمئن شوند کسی در بستر خوابیده است و شک نداشتند که وی رسول خداست. صبح که با شمشیرهای برهنه به خانه هجوم بردند، وقتی علی(علیه السلام) را در بستر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مشاهده کردند، گفتند: محمد کجاست؟ علی(علیه السلام) فرمود: “مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند.”

    در این هنگام به سوی علی(علیه السلام) یورش بردند و او را آزردند و سپس از خانه بیرون کشیده و کتک زدند. ساعتی هم در مسجدالحرام زندانی کرده و آزادش کردند. سپس در جهت مدینه به تعقیب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پرداختند در حالیکه غار ثور در سمت دیگر قرار داشت.

    همچنین برخی دیگر نقل کرده‌اند که وقتی گروه قریشی به سوی علی (علیه السلام) رفتند، شکی نداشتند که او رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) است، با سنگ به سر و روی او می‌زدند تا این که هنگامه طلوع فجر فرا رسید و آنها ترسیدند که رسوا شوند. برای همین به صورت دسته جمعی بر وی حمله‌ور شدند. در آن زمان خانه‌های مکه دارای در ورودی نبود و تنها پارچه‌ای بر ورودی آن آویزان بود. علی (علیه السلام) وقتی آنها را مشاهده کرد که شمشیرهای‌شان را کشیده‌اند و به سوی وی‌ می‌آیند و در پیشاپیش آنها خالد بن ولید بن مغیره قرار دارد، شجاعت به خرج داد و با ترفندی شمشیر خالد را از دستش گرفت و در این حال خالد به خود می‌پیچید و شتروار نعره می‌کشید. بقیه افراد هنوز بر پله‌های خانه بودند که علی علیه‌السلام با شمشیر خالد به سراغ آنها رفت و آنها همانند گله گوسفند از مقابلش گریختند و به پشت بام فرار کردند. هنگامی که با دقت به وی نگاه کردند، فهمیدند که او علی (علیه السلام) است.

    گفتند: تو علی هستی؟ فرمود: بله، من علی هستم. گفتند: ما با تو کاری نداریم، ولی بگو که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) کجاست؟ فرمود: من اطلاعی از وی ندارم. پس قریشیان با دقت و با چشم‌های تیزبین سوار مرکب‌های خود شدند و به جست و جوی رسول الله صلّی اللّه علیه و آله پرداختند.

    نزول آیه در‌ شان علی(علیه السلام)

    چنانچه علمای شیعه و سنی می‌گویند آیه وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ﴿٢٠٧﴾ (ترجمه: و از ميان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد، و خدا نسبت به [اين‌] بندگان مهربان است.)[بقره–٢٠٧] در‌ شان علی(علیه السلام) در ماجرای لیلة المبیت نازل شده است.

    منابع

    ــ ارشاد، مفید

    ــ فروغ ابدیت، جعفر سبحانی

    ــ سایت ویکی شیعه

    اخبار مرتبط

    نظرات



    آخرین اخبار